محمد حسن خان اعتماد السلطنه

1610

تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )

كريم خان زعفرانلو برادرزادهء ممش خان كرد چنارانى حكومت اميرآباد يافت و چون اين فتح به عرض اعليحضرت خاقان صاحبقران فتحعلى شاه رسيد پانزده هزار تومان و پنجاه دست خلعت مصحوب حسن خان سالاربار براى حضرت مستطاب نايب السلطنه فرستادند و شاهزاده ملك قاسم ميرزا كه از آذربايجان به طهران آمده بود نيز به خدمت حضرت مستطاب معظم روانه شد ، و پنج هزار نفر قشون نيز روانهء خراسان شدند كه ممدّ تسخير خبوشان باشند . رضا قلى خان ايلخانى زعفرانلو مشوّش شده اهالى قلاع را در شهر خبوشان جمع كرد و حسينقلى خان پسر خود را با هزار سوار و شمخالچى در قلعهء شيروان ده فرسنگى خبوشان جاى داد . نجفقلى خان شادلو در ظاهر به موافقت ايلخانى و در باطن به قصد خدمت دولت جعفر قلى خان پسر خود را كه داماد ايلخانى بود با هزار نفر شمخالچى از شادلو به خبوشان آورد و برج و باره و دروازه‌هاى شهر را به ايشان سپرد . حضرت مستطاب نايب السلطنه از اميرآباد حركت كرده با اميرزادگان وارد طاس‌تپه دو فرسنگى خبوشان گرديدند و نجفقلى خان حسب الوعده به ركاب و الا آمد - هم در اين اوان عريضهء كامران ميرزا و يارمحمد خان افغان به حضور حضرت مستطاب نايب السلطنه رسيده مضمون اينكه : اگر منظور اتلاف رضا قلى خان ايلخانى است ما از او امداد خواهيم كرد و اگر مقصود اصلاح است بدان اقدام نمائيم . حضرت مستطاب معظم جوابى به مقتضاى صلاح حال به فرستاده داده و او بازگشت - هم در اين اوان پلنگ‌توش خان جلاير كلاتى از كلات و ريش‌سفيدان سالور از سرخس به ركاب و الا آمده آنها را به مشهد مقدس روانه نمودند و حكمى در نگاهدارى آنها به اميرزاده خسرو ميرزا صادر شد . بالجمله رضا قلى خان به قلعه‌دارى پرداخت و حضرت مستطاب نايب السلطنه بعد از ترتيب سپاه و تمهيد مقدّمات قلعه‌گيرى به عساكر منصوره حكم به يورش فرمودند . توپچيان مشغول شليك گشتند ، هنگامهء سختى درگرفت و كار به رضا قلى خان تنگ شد ، ناچار وسايط برانگيخت ، و آخر الامر اطمينان يافته شمشير به گردن به اردوى و الا آمد و قراول براى محافظت او معيّن شد و خبوشان به تصرّف عساكر نصرت‌نشان درآمد و ذخاير حربيّه رضا قلى خان را تصاحب نمودند و سام خان پسر رضا قلى خان ايلخانى شد و